کرامات مرحوم سید مرتضی میراحمدی / اورازانی بخش 22

یا جد سید مرتضی قاطرم را خوب کن !

 

یکی از اهالی می گفت : مدتی بود که فشار زندگی آزارم می

داد لذا برای رفع این تنگنا رفتم و یک قاطر خریدم تا با آن بتوانم

وضعیت معاشم را بهبود بخشم. اما چند روزی نگذشته بود که

قاطر بیمار شد و نمی توانست از زمین بلند شود و رو به موت

بود. با خود گفتم یا جد سید مرتضی اگر این قاطر سالم شود

نذر می کنم که یک کاسه ماست برای سید مرتضی ببرم هنوز

ده دقیقه ای از عبور این افکار از ذهنم نگذشته بود که صدای

قاطر را از داخل اصطبل شنیدم با عجله به سمت حیاط دویدم و

با تعجب دیدم که قاطر هر چه کاه و ینجه و علوفه در آخورش

ریخته بودم را خورده و از گرسنگی سر و صدا می کند. اشک در

چشمانم حلقه زد با خود گفتم یا سید مرتضی قربان جدت شوم

آقا ! بیهوده نیست که مردم این همه به شما اعتقاد دارند و از

آن روز به بعد قاطر خریداری شده موجبات رفع تنگناهای مالی

خانواده ی من شد و بحمدالله روز به روز وضعیت اقتصادی ما را

بهتر کرد . 

 

برگرفته از کتاب خورشید اورازان  

 

نظر یادت نره . یاعلی .

/ 0 نظر / 28 بازدید