آیت اله سید ابو الحسن رفیعی قزوینی ( ۱۲۶۸-۱۳۵۳ شمسی)

فرهیختگان و مشاهیر اورازان

 
 

سید ابوالحسن رفیعی قزوینی طالقانی

مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی در کتاب سیمای طالقان راجع به ایشان می گوید:

گویند آیت اله آقاسید ابوالحسن رفیعی قزوینی در اصل اهل ده اورازان و از سادات حسینی بود و ایشان در سن شش سالگی با پدرش از طالقان مهاجرت کرده و به قزوین رفتند ودر انجا ساکن شدند. آقاسید ابوالحسن که دنیای فراگیری دانش بود چون به سن رشد رسید از قزوین برای ادامه تحصیل و تکمیل معلومات به تهران و سپس به نجف اشرف رفت و چندین سال در انجا اقامت گزید او در محضر علمای بزرگ حوزه نجف مانند میرزای شیرازی و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ودیگر مراجع آن حوزه بفراگیری علم ودانش پرداخت و چنان در این راه پیش رفت که از فقها و مجتهدین بزرگ عصر شد. ایشان پس از اتمام تحصیلاتش به قزوین مراجعت کرد ودر قزوین امامت جماعت مسجد شاه آن شهر را عهده دار گردید و به آقاسید ابوالحسن قزوینی معروف شد.

علما و مراجع بزرگ زمان ایشان را به وفور علم و جهد در تقوی می شناختند. او از مجتهدین طراز اول و در زهد وتقوی مشهور بود. او در شهر قزوین حوزه علمیه ای دائر کرده بود و طلاب علوم دینی بسیاری در انجا جمع شده و از محضرش استفاده می نمودند. حتی علما و دانش دوستان شهرهای دیگر برای تکمیل معلومات به نزدش می رفتند و کسب فیض می کردند. او از نمایندگان مراجع تقلید آیت اله آقاسید ابوالحسن اصفهانی و آیت اله حاج آقاحسین قمی و آیت اله حاج آقاحسین بروجردی و سایر مراجع در قزوین و شهرستان های تابع انجا بود زیرا عالمی اعلم تر مبرز تر از او در آن صفحات نبود . ایشان صاحب فتوا بود و رساله علمیه ای از خود انتشار داده بود ضمنا او عالمی مجاهد و مبارز بود و بر علیه ظلم و ستم به مبارزه می پرداخت. ایشان در مشروطیت از مشروطه خواهان حمآیت می نمود. بعد از رحلت آیت اله حاج آقاحسین طباطبائی بروجردی ایشان یکی از علمائی بود که برای احراز مقام مرجعیت عامه از ایشان در منابر و محافل نام برده میشد ودر بعضی از مطبوعات عکس ایشان و شرح فضائل و کمالات علمی ایشان را برای اثبات اعلمیت و مرجعیت چاپ می کردند. آقاسید ابوالحسن رفیعی از خود تالیفاتی داشت که چاپ نشده بود او از نیمه دوم صده سیزده الی نیمه اول صده چهارده قمری زندگی می کرد. بعلت عظمت و شهرتی که ایشان داشت در اواخر عمر به دعوت عمده ای از علما و بازاریان تهران از قزوین به تهران امد و در مسجد جامع تهران به امامت جماعت پرداخت ضمنا روحانیون از محضر درسش و متدینین از ارشادش استفاده می نمودند . سر انجام ایشان در تهران در سن نود و چند سالگی دار فانی را وداع گفت . بازار های تهران و قزوین به مناسبت درگذشت او بسته شد و از او تشییع جنازه با شکوهی به عمل آمد. درگذشت او ثلمه ای عظیم در اسلام بود خدا او را با آباءطاهرینش محشور فرماید.

 

سید علی رضا سیّد کباری در سایت الراسخون زندگینامه ایشان را به تفصیل چنین آورده است:

 

تبار علم

تبار آیه اللّه رفیعی قزوینی از خاندانهای علمی شیعه در قزوین است. آنان از سادات حسینی به شمار می‏ایند و از ذریه سید میرزا محمد زمان طالقانی قزوینی، از اکابر علمای عصر خویش و از شاگردان ملا خلیلا قزوینی ‏اند.(۱)

سید میرزا رفیع ( متوفی ۱۲۷۲ه.ق) از فرزندان سید محمد باقر، از مجتهدان و حکمای الهی عصر خویش بود که نامش عنوان این خاندان جلیل گشت. بدین ترتیب این سلسله به « آل رفیعی» شهرت یافتند.

نسب آیه اللّه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی با یک واسطه به سید میرزا رفیع می‏رسد و سیادت و علم را از این تبار پاک به ارث برده است.

« سید میرزا رفیع - سید ابراهیم - سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.»

نسب مادریش نیز به واسطه آیه اللّه حاج سید علی مجتهد قزوینی به « آیه اللّه سید ابراهیم» می‏رسد.(۲)

 

تولد ابوالحسن

واژه خجسته ابوالحسن، کنیه پنج تن از امامان شیعه (ع) است که به ترتیب عبارتند از: -۱امام علی -۲ (ع)امام سجاد -۳ (ع)امام کاظم -۴ (ع)امام رضا -۵ (ع)امام هادی.(ع)(۳)

لذا وقتی خانواده‏ای نام « ابوالحسن» را بر فرزند خویش می‏نهد، به یادکرد پنج تن از ائمه(ع) این نام را انتخاب می‏کند. آل رفیعی نیز که از سادات پاک سرشت قزوین هستند، پس از تولد « سید ابوالحسن» در سال ۱۳۱۰ه.ق برابر ۱۲۶۸ه.ش با انتخاب این نام، یاد پیشوایان علم و تقوا را پاس می‏دارند.

تربیت فرزند

پدر سید ابوالحسن که از خاندان علم و از پارسایان عصر خویش است، تربیت آغازین فرزند را خود بر عهده می‏گیرد و با نام خدا « گوهر معرفت» را به وی می‏آموزد و جان ابوالحسن را با خالق هستی بخش آشنا می‏سازد.

آقا سید ابراهیم تصمیم می‏گیرد تا فرزند را پیش از آموزش الفبای نگارشی و علم آموزی از طریق کتاب و کتابخوانی، با پدیده‏های جهان خلقت آشنا سازد و او را به پدیدآورنده بزرگ انها رهنمون باشد.(۳)

حوزه قزوین

حوزه علمیه قزوین که سابقه تاریخی آن به قرن سوم هجری می‏رسد از باشکوه‏ترین حوزه‏های جهان تشیع که با تربیت فرزانگان نامدار چون ؛ احمد بن ابراهیم قزوینی و حسین بن ابراهیم قزوینی (۵)بر تارک جهان علم می‏رخشد و در طول تاریخ صدها دانشمند را در خود جای داده و به تربیت دانش پژوهان و دانشجویان پرداخته است.

سید ابوالحسن با راهنمایی پدر به تحصیل دانشهای رایج می‏پردازد. دانش پژوه آل رفیعی درصدد است تا با فراگیری انها جامع علوم عقلی و نقلی شود. از این رو در مکتب درسی فقیهان، اصولیان، ریاضیدانان، حکیمان و عارفان حاضر می‏آید.

وی پس از تحصیل کتب ادبی و بلاغی در مدرسه صالحهیه قزوین سطوح علمی و کتب فقهی و اصولی را نزد فرزانگان قزوین، حاج ملا علی طارمی و آیه اللّه ملا علی اکبر تاکستانی آغاز نمود.(۷) لیکن تشنه معارف الهی بر آن است تا علوم عقلی را نیز بیاموزد.

حوزه علمیه تهران

حوزه علمیه تهران یکی از پربارترین حوزه‏های فلسفی جهان اسلام است و سابقه درخشانی دارد. سید ابوالحسن قزوینی در سال ۱۳۳۳هجری قمری به مجلس درس آیهاللّه حاج شیخ عبدالنبی نوری راه می‏یابد و علوم عقلی و عرفانی را از او فرا می‏گیرد. البته وجود فرزانگان دیگری چون؛ حاج میرزا مسیح طالقانی، آیه اللّه سید محمد تنکابنی و آیه اللّه شیخ محمد رضا نوری را هم مغتنم شمرده و دانش فقهی و اصولی خویش را تکمیل می‏کند.

دانشجوی حکمت و عرفان و ریاضیات در حوزه تهران حکیمان دیگری را می‏یابد و با حضور در مکتب حکیم متأله میرزا حسن کرمانشاهی، حاج فاضل تهرانی شمیرانی، میرزا محمود رضوان قمی، حکیم محمد هیدجی زنجانی، حاج شیخ محمد رضا مسجدشاهی اصفهانی و آقای میرزا هاشم اشکوری در فلسفه و عرفان بهره‏های فراوان می‏برد و علوم ریاضی را از میرزا ابراهیم زنجانی و شیخ علی رشتی می‏آموزد.(۶)

آیه اللّه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در طی آموزش علوم عقلی در حوزه علمیه تهران، در مدرسه صدر ساکن و پس از فراغت از تحصیل به قزوین باز می‏گردد و مدّت یک سال در زادگاه خود توقف می‏کند.

معظم له پس از بازگشت به حوزه تهران در مدرسه عبداللّه خان به تدریس کتب فقهی و اصولی چون شرح لمعه و قوانین می‏پردازد و از تدریس کتب فلسفی غفلت نمی‏ورزد و شرح منظومه حکیم سبزواری و اشارات شیخ الرئیس ابو علی سینا را تدریس می‏کند. حوزه درسی وی چنان شهرت می‏یابد که شاگردان مدارس دیگر نیز در درس آیه اللّه رفیعی حاضر می‏شوند.(۸)

هجرت به قم

در سال ۱۳۴۰هجری قمری، حضرت آیه اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم آمد و حوزه قم را رونق دوباره بخشید. آیه اللّه رفیعی با هجرت به قم قصد دارد تا هم دانش فقهی و اصولی خویش را در مکتب آیه اللّه حائری به کمال رساند و هم علوم عقلی را در حوزه علمیه قم رواج دهد. لذا به دارالعلم قم هجرت می‏کند و به تدریس کفایه الاصول، رسائل، مکاسب شیخ انصاری، اسفار اربعه و شرح منظورمه می‏پردازد و در محضر فقیه و اصولی فرهیخته آیه اللّه العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آیه اللّه شیخ ابوالقاسم کبیر قمی حاضر می‏گردد.

ان جناب مورد عنایت مؤسس حوزه علمیه قم قرار می‏گیرد و به امر ایشان در ماه رمضان ۱۳۴۴هجری قمری در مسجد بالاسر بر کرسی تدریس می‏نشیند و همزمان با تدریس، به تحریر تعلیقاتی بر شرح منظومه و رسائل همت می‏گمارد.

آیه اللّه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در سال ۱۳۴۸هجری قمری با اجازه صریح مراجع تقلید به مقام اجتهاد نایل می‏آید. علاوه بر آیهاللّه العظمی حائری یزدی در قم، آیهاللّه العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی از نجف اشرف و آیهاللّه شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی هم به ایشان اجازه اجتهاد و نقل روایت می‏دهند.(۹)

 

زیارت خانه خدا

علامه رفیعی قزوینی پس از اخذ درجه اجتهاد در سال ۱۳۴۸هجری قمری، در همان سال به زیارت خانه خدا می‏شتابد تا شکرگزار نعمت حق باشد. او، تاریخ سفر حج را بر پشت جلد کتاب منظومه سبزواری( ره) چنین یادداشت کرده است:

« یوم حرکت عصر از قزوین به عزم زیارت مکه معظّمه زادها اللّه شرفا یکشنبه بیست و یکم شهر شوال هزار و سیصد و چهل و هشت ۱۳۴۸هجری، دوم برج حمل ۱۳۰۹شمسی.

مراجعت از مکه معظمه و ورود به قزوین، عصر یوم سه شنبه دهم شهر صفر من شهور ۱۳۴۹تقریبا چهار ماه طول مسافرت بوده است...»(۱۰)

ایشان پس از مراجعت از قم و زیارت خانه خدا در قزوین اقامت می‏گزیند.

مجتهد قزوین

آیه اللّه رفیعی با اخد درجه اجتهاد به حوزه علمیه قزوین بازگشته و با تدریس متون فقهی و حکمی و سطوح عالی فقه و اصول به عنوان مجتهد قزوین، مرجع خاص و عام در عقد و حلّ امور و علوم و معارف الهی شناخته می‏شود و در مسجد سلطانی قزوین به اقامه نماز جماعت پرداخت و بر فعالیت اجتماعی مردم نظارت می‏کند.

در ایام اقامت سی و دو ساله‏اش در قزوین، گروهی از طلاب علوم عقلی و پژوهندگان حکمت به قزوین مهاجرت کرده و از مکتب فلسفی وی بهره می‏برند، تا اینکه در سال ۱۳۸۰قمری حکیم متأله به قم رفته و با برپایی حوزه درسی در علوم فقه، اصول و فلسفه به رونق حوزه قم می‏افزایند؛ لیکن این اقامت بیشتر از دو ماه به طول نمی‏انجامد و در مراجعت به قزوین با اصرار مشتاقان معارف، در حوزه تهران به تدریس می‏پردازد.

 

شاگردان حکیم

آیهاللّه رفیعی قزوینی، ترجمان حکمت و علوم الهی است و چون نسیم سحرگاهان اهل معرفت را به وادی عرفان هدایت می‏کند و با معارف حقه الهی و لطایف قرانی آشنا می‏سازد، او چون دریایی پر جنب و جوش در حرکت از شهری به شهری و تدریس در حوزه‏های گوناگون است از این شاگردان مکتب آیهاللّه رفیعی در حوزه‏های قزوین، قم و تهران پراکنده‏اند، از آن جمله:

امام خمینی (ره)حسن زاده آملی، محی الدین انواری، سید رضی شیرازی، شاهچراغی، مصطفی امام جمعه‏ای، حکیم ذهبی شیرازی، مهدوی کنی، میرزا عبدالحسین ابن الدین، سید مهدی کشفی، شیخ شعبان لنگرودی، سید جلال الدین آشتیانی، سید محمد یزدی، سید مصطفی خوانساری، شیخ محمد ابن الشیخ قمی، سید مرتضی مبرقعی، علاء الدین کرمانشاهی، سید احمد قمی، حاج میرزا محمد ثقفی تهرانی، میرزا حسین نوری، سید محمد رضایی، محمدرضا ربانی تربتی، شیخ محمد حسین اویسی، میرزا ابوالقاسم خرمشاهی، مهدی باقری کنی، دکترغلامحسین دینانی، امامی کاشانی، شیخ محمد تقی شریعتمداری، نجم الدین اعتمادزاده، نظام الدین قمشه‏ای، دکتر سید حسین نصر، سید محمد مهدی تقوی، شیخ هادی سلمانی، غلامرضا رضانژاد، سید محسن رفیعی ( فرزند آیهاللّه رفیعی) ، ذوالمجد طباطبایی، حاج احمد سیاح، سید ابوترب ابوترابی قزوینی.

سجایای اخلاقی و اسلوب تدریس

شاگردان حکیم الهی حضرت آیهاللّه رفیعی قزوینی که سالها با وی معاشرت داشتند، او را در عین کمال و فضیلت به فروتنی و بزرگداشت اهل علم یاد می‏کنند.

آیهاللّه حسن زاده آملی که با رشادات آیهاللّه شعرانی، در درس آیهاللّه رفیعی حاضر می‏شود، می‏فرماید:

« ... در جلسه درس آن جناب شرکت کردم، دو درس می‏فرمود یکی معقول که کتاب اسفار بود و دیگری درس خارج فقه. چون شروع به تقریر درس فرمود، گویی دریای متلاطم و بحر زخاری به حرف آمد. در اثنای تقریر چه کلیدها و مفاتیح علمی که امهات معارف اصیل انسانی و قرانی‏اند از بیانات و ارشادات او استفاده می‏کردیم، و همچنین از دقت و باریک‏بینی و نازک‏بینی ایشان در مسائل فقهی.

در این اندیشه افتادم که این بزرگمرد چرا قبلا در قزوین بسر می‏برده - « نهنگ آن به که با دریا ستیزد» - باید در انجا چه شاگردانی داشته باشد و چه کسانی را تربیت کرده باشد که از این شخصیت جهانی بهره‏ها برده‏اند.

جلسه درس آن روز به پایان رسید و به مدرسه مروی برگشتیم و درسها را نوشتیم و یادداشت کردیم. روز بعد که به محضر استاد علامه شعرانی رسیدیم، پرسیدند: به درس آقای قزوینی شرکت کردید؟ عرض کردم در کنار دریای دیگری نشسته‏ام. فرمودند: آن محضر را مغتنم بدار.

هفته‏ای به سر نیامد که بعد از درس به من ( آیهاللّه رفیعی) اشاره فرمود: شما باشید، آقایان همدرس رفتند و بنده برخاستم به نزدیکش آمدم و خم شدم و زانویش را بوسیدم و گفتم آقاجان امری دارید؟

فرمود: خواستم از شما حال بپرسم و از درسها و اساتید شما با خبر باشم... هفته دوم آمد و یک دو روزی بگذشت و باز بعد از درس به من اشاره کرد که شما باشید، من نشستم و رفقا رفتند. فرمود: شما اظهار داشتید که شرح قیصری بر فصوص الحکم را محضر آقای فاضل تونی درس خوانده‏اید، گفتم آری، فرمود: مصباح الانس را درس خوانده‏اید؟ گفتم: خیر. فرمود: حاضر هستید که مصباح الانس را با هم - مشروط به اینکه دو به دو من و شما باشیم، مباحثه کنیم؟ دو زانویش را بوسیدم و اشک شوق در چشمم حلقه زد و عرض کردم:

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

لطفها می‏کنی ای خاک درت، تاج سرم

خود آن جناب مصباح الانس را در محضر آقامیرزا هاشم اشکوری که محشی مصباح الانس است تلمذ کرده بود... ببینید آیهاللّه رفیعی( رفع اللّه درجاته) از تعلیم و تعلّم و مقام معلم چه خبرها دارد که با طلبه‏ای از آمل برای تحصیل علم به تهران آمده و هیچ آشنایی و خویشاوندی با او ندارد، اینگونه رفتار می‏کند، این اولیای الهی چه دیده‏اند و چه چشیده‏اند؟» (۱۱)

آیه اللّه حسن زاده آملی در ادامه سخن می‏فرماید:

« حضرت آیهاللّه رفیعی کسی بوده است که پیش از ما مرحوم امام خمینی (ره)در محضر انورش زانو زده است و معارف اندوخته است. یک روز در درس مصباح الانس به مناسبتی سخن از آن جناب به میان آورد و فرمود: آقای خمینی خیلی باهوش بود.»

باری حضرت آیهاللّه رفیعی نابغه‏ای جامع معقول و منقول بود و حقیقت امر در وصف و تعریفش چنان است که عارف رومی گفته است:

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام (۱۲)

آقای غلامحسین رضانژاد می‏نویسد:

« در این اواخر که علی الاصول استاد بی‏همتای حکمت اسلامی، به تدریس فقه و اصول اشتغال داشت، در حوزه درس وی در مسجد جامع تهران، یکی از پربرکت‏ترین و بارآورترین حوزه‏های علمی در شمار می‏آمد.

این بی بضاعت، چون ابتهاج ایشان را در تدریس فقه و پاسخ به پرسشهای فقهی می‏دانستم با چند سؤال فقهی، یکی از مباحث حکمی را می‏آمیختم تا از پاسخ دادن بدان سؤال فلسفی طفر نروند، و هرگاه ایراد به نظرم می‏رسید و آن را بیان می‏کردم، با جمله « چقدر فطن!» مرا در پرسش و تعلّم تشویق و تفقد می‏کرد.

از بر عکس ظواهرش از بهجت علمی خاصی برخوردار بود و قدر علوم الهی را خیلی خوب می‏دانست و از تعلیم آن به نااهل برحسب وصیّت بوعلی سینا و تکرار خواجه طوسی، خودداری می‏کرد و آن را به هر کسی تعلیم نمی‏داد.

به خاطر دارم، انگاه که در بیماری سکته مغزی که او را تقریبا زمین گیر کرده بود، احوال ایشان را پرسیدم، با دو کلمه « فی الجمله بد نیستم» پاسخ گفت و من قصیده‏ای که در تجلیل و بزرگداشت او سروده بودم، برایش قرائت کردم، وقتی بدین ابیات رسیدم:

سلمان روزگارا، پرهیزت

بخشید روح، قالب تقوا را

بنشین یکی به مسند و فتوا ده

کامروز نیست، غیر تو فتوا را

به بنده فرمودند: « چرا هست، دیگران هم هستند» و سپس اضافه نمود: « من شصت و پنج سال عمر خود را در فقه و اصول و حکمت و کلام و عرفان گذراندم، و امروز که به خود نگاه می‏کنم، می‏بینم که نه مرا فقیه و اصولی می‏توان گفت و نه حکیم و عارف» و یاللعجب از این همه فروتنی و خضوع» .(۱۳)

این فروتنی موجب شد تا حکیم قزوینی در شبهای جمعه خطاب به عامّه مردم و بازاریان سخن به موعظه گشاید و لطایف عرفانی و براهین عقلی را به زبانی ساده بیان دارد و آیات قرانی و احادیث معصومین را به مردم القاء نماید و رابطه قران و برهان و عرفان را در سلوک علمی خویش بنمایاند.

 

حکیم متأله

استاد علامه حضرت آیهاللّه رفیعی از افراد نادری است که علوم عقلی و نقلی اعم از فقه و اصول و فلسفه و حکمت را به خوبی فرا گرفته، مدارج عالی کمال را می‏پیماید. لذا وقتی کتاب نفیس حضرت آیهاللّه العظمی شیخ عبدالکریم حائری چاپ می‏شود، آن فقیه بزرگ و حیکم متأله بر « دُرَر الاصول» وی مقدمه‏ای وزین در و در خور می‏نگارد. لیکن او بیش از هر علمی با حکمت متعالیه مأنوس بود و به راستی وی را باید ترجمان حکمت متعالیه خواند.

ایشان در مورد کتاب « اسفار اربعه» صدرالمتألهین می‏فرمود:

« این کتاب اسفار( حکمت متعالی) به لحاظ حجمش، لفظش، متنش، یک جائیش، قضائیش، حکمت متعالیه است و به لحاظ تفسیرش، شرحش، بسطش، اسفار است، چنانکه لفظ اسفار هم مؤید این گفتار است» .(۱۴)

علامه رفیعی بر این باور بود که عرفان و قران و حدیث و حکمت از یکدیگر جدایی ندارند و اگر کتب حکمی و عرفانی به دست انسان زبان فهم بیفتد، آن را تفسیر انفسی قران مجید می‏بیند.(۱۵) لذا وقتی شاگردان فرزانه مکتب فلسفی و عرفانی خویش را می‏بیند که به سبب علاقه به علوم ریاضی به استخراج تقویم همت گمارده، می‏فرماید:

« از این که رشته‏های ریاضی را تحصیل کرده‏اید بسیار کار خوبی کرده‏اید، و لکن شما در علوم دیگر هم زحمت کشیده‏اید و این عمل شما سبب می‏شود که در عرف عام به سمت یک منجّم شناخته شوید و همه کمالات دیگر شما نادیده گرفته شوند» .(۱۶)

او همانند بنیانگذار این مکتب فلسفی صدرالمتألهین شیرازی سیر علمی را با سلوک عملی هماهنگ ساخته بود. چنانکه بر پشت جلد دوم اسفار طبع قدیم خود، تحت عنوان فائده علویه، اشاره می‏کند که در مبحث، لذت کتاب اسفار، و تعریف آن که آیا « لذت عین ادراک ملایم است یا امر دیگر بر آن مترتّب است؟» اشکال کردم و نفس خویش رإے؛ّّ مضطرب یافتم انگاه به سوی امام و مولایم سید الحکما الراسخین، امیرالاولیاء الموحدین امیرالمؤمنین (ع)توجه تام کردم که با افاضه ربانی به درستی کلام صدرالمتألهین یقین پیدا کردم.(۱۷)

آیه اللّه رفیعی به موجز نویسی شُهره است. با این حال ایجاز به اتقان بحث لطمه‏ای وارد نمی‏سازد. وی در مسائل کلامی، فلسفی و اثبات عقاید شیعه و معارف اهل بیت(ع) آثاری را از خود به ارث نهاده که مورد توجه اهل معرفت است.

این رسائل و حواشی عبارتند از:

-۱شرح دعای سحر -۲رساله معراج -۳رساله اسفار اربعه -۴رساله در بیان قوه مولده -۵رجعت -۶تخلیه و تجلیه و تحلیه -۷حرکت جوهریه -۸اتحاد عاقل و معقول ( فارسی) -۹اتحاد عاقل و معقول ( عربی) -۱۰رساله در وحدت وجود -۱۱رساله در حقیقت عقل -۱۲رساله در شب قدر -۱۳سخن در معاد -۱۴مقاله در وجود -۱۵تفسیری در دو آیه از سوره یونس -۱۶مقاله در تشریح اجزاء حملیّه و اجزاء حدّیه -۱۷مقاله در قضایای ضروریّه ازلیه -۱۸رساله در حدوث دهری -۱۹مقاله در اراده و مشیت -۲۰مقاله در مسح رأس و وضوء -۲۱مقاله در شرح زندگی ملاصدرا -۲۲بحث شریف معاد -۲۳حاشیه بر شرح منظومه حکیم سبزواری -۲۴حواشی بر اسرار الحکم سبزواری -۲۵حواشی بر شرح الاسماء الحسنی، سبزواری -۲۶حواشی بر کتاب اسفار الاربعه صدرالمتألهین شیرازی -۲۷حواشی بر مشاعر -۲۸حواشی بر عرشیه ملاصدرا -۲۹حواشی بر تعلیقات ملاصدرا بر کتاب شفای بوعلی سینا -۳۰حواشی بر شرح اصول کافی ملاصدرا -۳۱حواشی بر مفاتیح الغیب ملاصدرا -۳۲حواشی بر کتاب شفای ابن سینا -۳۳حواشی بر کتاب شرح الاشارات و التّنبیهات -۳۴حواشی بر شوارق الالهام فیاض لاهیجی -۳۵حواشی بر گوهر مراد شرح حکمهالاشراق قطب الدین شیرازی -۳۸حواشی بر مقدمه فصوص الحکم قیصری -۳۹تعلیقات بر الشواهد الربوبیّه صدر المتألهین -۴۰تعلیقات بر اسرارالآیات صدرالمتألهین -۴۱حواشی بر شرح مطالع در منطق -۴۲حواشی بر شرح تجرید قوشچی در کلام -۴۳تعلیقات بر مصباح الانس ابن فناری در عرفان -۴۴کتابی در حول عقاید امامیّه در ردّ « جبّانی» از نویسندگان کویت -۴۵تقریرات درسی اصول عقاید.

معظم له در فقه استدلالی نیز تألیفاتی داشته‏اند که عبارتند از:

-۱کتاب صلوه -۲کتاب خمس -۳کتاب حج -۴کتاب میراث -۵کتاب نکاح -۶کتاب طلاق -۷کتاب مکاسب و بیع و تجارت -۸در قاعده لا ضرر -۹توضیح المسائل -۱۰هدایه الانام -۱۱حواشی بر عروه الوثقی -۱۲رساله مناسک حج -۱۳اسرار حج -۱۴حواشی بر کفایه الاصول -۱۵تعلیقات بر رسائل شیخ انصاری -۱۶حاشیه بر وسیله النجاه آقا سید ابوالحسن اصفهانی.(۱۸)

 

وفات

علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی پس از سالها مجاهدت، نیمه شب سه ‏شنبه ۲۴دی ماه ۱۳۵۳شمسی، برابر اول محرم ۱۳۹۵قمری در سن ۸۵سالگی در تهران به لقاءاللّه شتافت و در مسجد بالاسر آستان قدس فاطمی، کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س)به خاک سپرده شد.(۱۹)

عبارت زیر بر روی سنگی تحریر و حک شده و بر دیوار روبروی قبر آن حکیم نصب گردیده است:

«قد لبّی ربّه الجلیل، سیّدالعلماء المجتهدین، جامع المعقول و المنقول استاد الفقهاء و المحققین و الحکماء المتألهین، مرجع العوام و الخواص، علّامه الزمان، آیهاللّه العظمی الحاج سیّد ابوالحسن الحسینی، المشتهر بالرفیعی القزوینی - اعلی اللّه مقامه الشریف - فی عاصمه تهران، عرّه محرم الحرام فی سنه ۱۳۹۶(۲۰) من الهجره النبویّه صلی اللّه علیه و آله و سلم» .

 

آخرین سفارش

ان جناب پس از ارتحال با چهره‏ای نورانی و مسرور از لذات معنوی به خواب برخی از شاگردانش آمده و اهتمام به قران کریم و نماز اوّل وقت را سفارش کرده است.

 

پی نوشتها:

۱- درباره علمای این خاندان، ر. ک به: دایره المعارف تشیع؛ ج ۱ص ۱۷۳مینودر؛ ص .۳۲۵ - ۳۲۴تقریرات « آیهاللّه رفیعی» .

۲- آیهاللّه سید ابراهیم معروف به «صاحب ضوابط الاصول» و «دلائل الاحکام» است. و فرزند او «آیهاللّه سید علی مجتهد قزوینی» که پدر مادر آیهاللّه رفیعی و صاحب حاشیه بر «قوانین اصول» است شاگرد مبرز شیخ انصاری قدس سره است. آرامگاه این دو جد مادری در صحن بزرگ حضرت ابا عبداللّه الحسین (ع) در کربلا واقع است. «رسائل فلسفی»، ص .۵

۳- در کتب رجال شیعه و زندگینامه‏های ائمه(ع) هرگاه ابوالحسن مطلق یا با صفت «اول» بیاید مقصود امام موسی کاظم (ع) و با صفات «ثانی» مقصود امام رضا(ع) و با صفت «ثالث» مراد امام هادی(ع) است.

۴- آیهاللّه حسن زاده آملی فرماید:

وقتی پیرمردی هم سن و سال استاد بزرگوار جناب آیهاللّه حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی(رفع اللّه درجاته) حکایت می‏کرد که ما در اوان خردسالی در قزوین همین آقا سید ابوالحسن رفیعی را صدا می‏زدیم که بیا بازی، ایشان تا میدان با ما همراهی می‏کرد، ولی با ما بازی نمی‏کرد، در گوشه‏ای می‏ایستاد، یا به نبش دیواری تکیه می‏داد و دلنشین پیرمرد به یاد حضرت یحیی پیامبر(ع) افتادم که خدای سبحان در آیه سیزدهم سوره مریم قران فرموده است: «یا یحیی خذ الکتاب بقوّه و آتیناه الحکم صبیّا» حکم، امر حکیم محکم و متین و رصین است که بر اساس استوار حق و حقیقت قرار گرفته است و ریشه دوانده و پایدار است. «یس و القران الحکیم» . آسمان معرفت؛ ص .۳۸۳

۵- طبقات اعلام الشیعه، ج ۲ص ۱۳و .۵۷

۶- آئینه دانشوران، ص ۱۸۳و رسائل فلسفی، ص .۶

۷- استاد سید جلال الدین آشتیانی در خصوص اساتید آیهاللّه رفیعی گوید: ایشان«سفر نفس اسفار» و «الهیات شفا» را نزد آقا میرزا حسن کرمانشاهی آموخته بود و «منظومه» را نزد حاج فاضل تهرانی و «مقدمه قیصری» و قسمتی از « فص آدمی» را نزد آقا میرزا محمود قمی فراگرفته بود.

احاطه او بر آثار ملاصدرا ظاهر و بارز بود. کتاب اسفار و حواشی ملاصدرا و مفاتیح الغیب و حواشی ملاصدرا بر حکمت الاشراق را در حافظه داشت. و خداوند گویا او را برای تدریس اسفار خلق کرده بود.

کیهان فرهنگی؛ سال دوم، شهریور ۱۳۶۴ش ۶ص .۱۷

۸- رسائل فلسفی؛ ص ۶و .۷

۹- رسائل فلسفی؛ ص .۷

۱۰- همان، ص .۱۳

۱۱- آسمان معرفت؛ ص .۲۸۹ - ۲۸۷

۱۲- همان، ص .۲۹۱

۱۳- رسائل فلسفی، ص ۱۴و .۱۵

۱۴- آسمان معرفت؛ ص .۶۱

۱۵- همان؛ ص .۵۶

۱۶- همان؛ ص .۳۹۸

۱۷- رسائل فلسفی، ص .۱۹

۱۸- در آسمان معرفت؛ ص ۲۸۴ - ۲۸۲و رسائل فلسفی، ص ۲۵و .۲۶

۱۹- معظم له چهارده فرزند دارند؛ اولاد ذکور انها عبارتند از: -۱شهاب الدین -۲ضیاءالدین -۳محسن -۴حسن -۵کاظم -۶رضا -۷عبداللّه -۸مهدی -۹مصطفی -۱۰صادق. جناب آقای محسن رفیعی قزوینی روحانی و مدرس سطوح عالی فقهی است. «رسائل فلسفی» ص .۶۳

۲۰- سال وفات که روی سنگ قبر حک شده اشتباه است.

 

/ 0 نظر / 3 بازدید